تبليغاتX
فریاد ناکام

صفحه نخست پست الکترونیکیآرشیوعناوین مطالب وبلاگ

پیوندها
تحول خواهی
ادوار نیوز (با فیلتر شکن)
جمهوریت
ادوار تحکیم وحدت (شعبه گیلان)
خرداد (پایگاه رسانه‌ای هواداران اصلاحات ساختاری)
سهیل سجودی (دگردیسی)
آرش بهمنی (مرثیه‌های خاک)
بابك مهدی‌زاده (کافه اوتوپیا)
محمد صادقی (ته نشین...)
سید کوهزاد اسماعیلی (تاسیان)
فاطمه صابری (اتاق سفید)
محمد‌رضا یزدان‌پناه (بوی خاک)
علی انجم روز (شیر خفته)
نفیسه زارع (روزمرگي‌ها)
مریم شبانی (روزمره گی ها)
فرید مدرسی (آذر)
میترا خلعتبری
کافه تیتر
ثمانه قدرخان (نوشتن)
فریاد زیر آب
کامیار چایچی (الخ)
خالواش
ابراهیم بای سلامی (واگویه)
بهروز صمدبیگی (چیز باشی)
خالواش (تقی)
بابک جاهدمنش
فرید صلواتی
مجمع دیوانگان
سيد‌مجتبي تقوي‌نژاد (فریاد)
حسین عبداله پور (تارنگاشت)
زنستان
محمد تاجیک
احسان مهرابی (میخک)
اکبر منتجبی
احسان تقدسی (دل‌نوشته‌های یک روزنامه‌نگار)
فرشته رضایی (بی‌سببی)
س.الف.احمدپور (پژواک خاموش)
جعفر مرتضوی (واژه‌ای در قفس)
عالیجناب سرخ پوش
زندانی
شب بارونی
ایمان صفرپور (مزرعه حیوانات)
امير گلشناس
فریاد جرس
حسام مقدس (من و سیاست)
كلاه فرنگي
لابیرنت
مجله الکترونیکی تاریخ معاصر ایران
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
آرش سیگارچی
عنایت همایی راد (ناگفته های من)
جستجوی کتاب در آدینه بوک
رضا نادم (راهی)
دکتر مهدی حجت (اندیشه)
دانلود کتاب - ebook club
صدایی که رساست
سرزمین مظلوم من
دست‌نوشته‌های یک لیبرال‌دموکرات
الفبا
میثم قهوه چیان (حرکتی دیگر)
حسن اسدی زيدآبادی (آواز نو)
نگاه بی‌حجاب
نوشته‌های یک اصلاح‌طلب
راوی (وب‌سایت کتاب‌های صوتی)
بلسبنه
شلخت
م - چکاد (ارباب سخن)
فلسفه علم
فریاد آرام
تیرداد بنکدار (تیرداد)
انتخابات ریاست جمهوری آینده
خبرنامه امیرکبیر
فعالان حقوق بشر ایران
انتخاب دهمین رئیس جمهور
مهرداد بزرگ (انزوا)
فريادسکوت ما
عبدالرضا احمدی (فردا روزی که می‌آید)
وسوسه‌ای به نام بودن
پریسا نیکزاد (زنانه، وبلاگ ویژه زنان)
غربستان
عبدالحسین دهقانی (از هیچ تا هیچ)
مریم خدارحمی (حقوق انسانی زنان)
جمشیدیان - قائم‌مقامی (سوشیانت و اقلیما)
میدان زنان
بهمن مهران (دست دوم)
نسيم عرب اميری (طنز، کاغذ، قیچی)
مرجع تخصصی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل
دیپلماسی ایرانی
هنوز (وبلاگ گروهی چند روزنامه‌نگار معمولی)
فریاد
حامد قدوسی (یک لیوان چای داغ)
خبرنگار جوان
اصلاح‌طلب
فریاد بی‌صدا

 
 
 

نمی دونم اینجا چه خبره. هرکی یه چیز می گه. یکی از احمدی نژاد حرف می زنه که به تقلب دارن توی برخی حوزه ها برای اونایی که سواد ندارن رای می دن. یکی هم می گه فلان جا دارن شناسنامه می خرن. یکی هم می گه که تعداد رای دهندگان به موسوی خیلی کمه. معلوم نیست که چی می شه. عجیب ترین و غریب ترین واقعه تاریخی ایران در حال رقم خوردنه. هیچی نمی شه گفت. اما مطمئن هستم که انتخابات به دور دوم کشیده می شه. امیدوارم که موسوی بدون تقلب و رای واقعی مردم رییس جمهور بشه.

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 11:46 | لینک  | 

از اول اردیبهشت رفتم سیاه بیشه و دارم اونجا کار می کنم. کارش خوبه. نمی گم اینجا تعطیل می شه اما خیلی دیر به دیر به روز می شه. اینم بگم که دلم واسه دوستام خیلی تنگ می شه. برای همه اونا آرزوی موفقیت دارم به خصوص واسه ادوار که روزای سختی رو در پیش داره.

از همه ممنونم.

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 13:54 | لینک  | 

 

من می‌خواهم مطالباتم را بگوییم

 

به واقع که انتخابات بزرگی در پیش داریم. حوادثی که این روزها با آن روبرو هستیم، به نوعی تداعی کننده سال ۷۶ می‌تواند باشد. اما امروز نه اتفاقات ۷۶ در جریان است و نه وضعیت اقتصادی ما شباهتی به سال ۷۶ دارد. ایران امروز در گردابی از بحران‌های اقتصادی اسیر شده است که بیرون رفت از هر بحرانی نوید بحران تازه‌ای است. شرایطی که شاید دولتمردان به واقع آن را درک نکرده‌اند و یا شاید هم آن را یافته‌اند و برای آرامش توده‌ها حرفی از بحران و بدبیاری‌های آتی نمی‌زنند. با نگاهی به اخباری که از سوی رسانه‌ی ملی پخش می‌شود به وضوح می‌توان دید که در اکثر موارد کشورهای بزرگ اقتصادی و توسعه یافته‌تر هر روز با بحرانی جدید در عرصه‌ی اقتصادی روبرو شده و هر روز شرکت‌ها تعطیل و افراد بیکار می‌شوند. حال در ایران شاهدیم که هر روز چرخی به چرخ توسعه‌ی صنعتی ایران اضافه می‌شود و قرار است که در این آب گل‌الود بحران اقتصادی ایران به رشدی دست یابد که شاید در تارنمای چند دهه‌ی آینده‌ی خود نمی توانست ببیند.

بحران‌های سیاسی و بین‌المللی نیز که از دیر باز با همراه بوده‌اند و گویا قرار است تا آخر دنیا با ما باشند. نمی دانم چگونه باید از این همه بحران سیاسی و بین‌المللی خارج شویم. هرگونه حرکتی که می‌کنیم سیاسی می‌شود و در مجامع بین المللی از ان به عنوان یک حرکت نظامی و تحدید جامعه بین‌الملل یاد می‌شود. انرژی هسته‌ای را به بمب و موشک امید را به حامل بمب هسته‌ای برای پیمودن فرسنگ‌ها راه در فضا تا رسیدن به خاک کشوری در آن سوی اقیانوس‌ها.

در جامعه‌ای که زندگی می کنیم، میلیون‌ها انسانی هستند که می‌توان به جرات گفت بخش بزرگی از آنان روز به روز در فقر و نداری بیشتر غرق می‌شوند و هیچ شاخه‌ای و طنابی را نمی‌یابند تا چنگی به آن بزنند، نه به امید خروج از این منجلاب بلکه به امید آنکه بیش از این فرو نروند. به لطف رسانه‌ی ملی نیز بحران‌های اجتماعی غرب و شرق نیز در گوشمان خوانده می‌شود. در آلمان و آمریکا و گرجستان همه چیز در حال بحران و خشونت است. گویی که مردم از روی نداری به این سوی رفته‌اند. البته می گویند که زندگی ماشینی سبب این بحران‌ها شده و ارتباطات عاطفی را تحت تاثیر گذاشته است. وای که هر چه می‌کشیم از همین مهر و عاطفه و احساس ایرانی است.

خوب به اطراف بنگریم. همه جا صدای میرحسین، میرحسین بلند شده است. گه گاهی نیز کروبی بر سر زبان‌ها جاری می‌شود. در طیف اصولگرا نیز برخی با ذکر نام احمدی‌نژاد امیدی دیگر به آینده و شاید سود سهام عدالت و افزایش حقوق و واریز یارانه‌ها به حساب شخصی خود.

برخی نیز هنوز در شک خاموشی خاتمی به سر می‌برند و برخی دیگر گویا فقط به دنبال پستی هستند و یادشان نمی‌اید که می گفتند ما به غیر از خاتمی کسی را قبول نداریم و امروز در پشت کاندیدایی دیگر جای گرفته‌اند. شاید که سیاست همین باشد. امروز زرد و فردا قرمز و روزی دیگر و رنگی دیگر. به واقع پس حزب و حزب‌گرایی چه می‌شود. هر چند که گفته‌اند تا جنبشی نباشد و توده‌ها حمایتی نکنند، حزبی وجود ندارد. بنگریم به خیابان و شهرمان، بپرسیم از همسایه و بقال و راننده تاکسی که آیا در کدام حربید؟ جوابشان جز تمسخر و نیش‌خند چیزی نیست. حزب در ایران تبدیل شده است به افرادی که هر سال با روی کار آمدن فردی پستی برای خود دارند. امسال نشد سال دیگر و نشد ۴ سال بعد.

اما امروز باید تاریخ را دگرگون کرد. بس است این همه کوتاهی و گوشه‌نشینی به امید آنکه شاید روز دگر خوش‌تر باشد. بس از این‌ همه احساسی تصمیم گرفتن. بس است این همه دیدن با چشم دل و ندیدین با چشم عقل. به یاد داشته باشیم سال ۸۴ را که معین را فراموش کردیم و  هاشمی را ترد کردیم و در ازای آن دو احمدی‌نزاد را قبول کردیم. خوب بنگریم. سیاست خارجی خود را با کدام قدرت اقتصادی ارتباط داریم. کدام مسئول از کشورهای صنعتی به ایران آمده است و در ازای آن از چند کشور فقیر افریقایی و عربی با ما دوست شدند.

امروز باید خواسته‌هایمان را بازگو کنیم. منتظر نباشیم تا خواسته‌ها به دنبال ما بیایند. بیایید آگاهانه حرف بزنیم و احساسی ننگریم. بگوییم که ما این را می‌خواهیم آقای کاندیدای ریاست جمهوری؛ اگر می‌توانی برایم برآورده سازی من به تو رای می‌دهم و اگر نتوانستی شفاف بگو که چرا نشد. با من حرف بزن و اینگونه نگاه نکن که قرار است برای همیشه بعد از یک رای به تو ساکت بنشینم و حرکاتت را زیر نظر نبرم. بیایی به سوی برویم که در انتهای آن می‌توان به ایرانی امید داشت که در آن همه چیز شفاف و روشن است. اقتصادی شفاف، سیاست و فرهنگی روشن. اگر نمی‌توانم به تنهایی حرف بزنم چرا وارد جایی نشوم که حرف مرا می‌زند، وارد هم نشدم، حداقل ارتباط داشته باشم. شاید اهدافی داشته باشد نزدیک به اهداف من. امروز دیگر باید حرکت کرد و سکون و سکوت من یعنی باز تکرار گذشته و گذشته‌ترها.

من مطالبات خود را دارم. نظر من را بپرسید. بگذارید من هم حرف بزنم آن‌هم نه فقط امرو بلکه هر روز و هر ساعت.

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 11:57 | لینک  | 

باز سال نو شد و همه چیز رنگ و بوی دیگری گرفت. رنگی که امسال دیدم با همه‌ی سال‌ها فرق داشت و جور دیگر بود. هرچند که خیابان‌های شهر شلوغ بود و آدم‌ها همه در رفت و آمد بودند، اما به وضوح می‌شد دید که چندان از رسیدن سال نو شادمان نیستند و روحی افسرده دارند.
پدران و مادران با قناعت و صرفه‌جویی و خرید اجناس ارزان سعی کردند بچه‌های خود را شاد کنند و به آنها نگویند که فرزندم، امسال من چندان درآمدی ندارم که بتوانم جنس اعلا برایت بخرم. اما این مساله برای من کودک چندان قابل درک نیست و دوست دارم لباس نو و شیک بپوشم.
پیش از سال تحویل حرکت کردیم و رفتیم به نزد اقوام در تهران. با اهالی منزل هر از گاهی به خیابان می‌رفتیم و با روحی آلوده شده به غم و غصه باز می‌گشتیم. یکی از صحنه‌هایی که بر روی من تاثیر بسیاری گذاشت، مادر و دختری بود که گدایی می‌کردند. از پوشش این کودک نمایان بود که مادرش سعی می‌کند هرطوری است او را به مدرسه بفرستد تا آینده‌ای روشن‌تر (شاید) داشته باشد. آینده‌ای که او با گدایی برای فرزند خود خواهد ساخت. کودک بی خیال به این سو آن سو می‌دوید، گویا هیچ غمی در زندگی خود ندارد. مادر یک دست به کودک خود و دست دیگر را به سمت مردم داشت، تا شاید بتواند لباسی نو برای کودکش تهیه کند و در مدرسه شرمنده نباشد.
جوانی قد بلند بود، با موهای بلند و ژولیده، به چهره‌ی صورتش نگاه می‌کردی مشخص بود که از سر ناچاری و نداری، گوشه‌ای از پیاده‌رو را برای خود انتخاب کرد و برای مردم ویلون می‌نواخت. مردمی که نمی‌دانستند این موسیقی چه کسی است و نوازنده‌ برای دلخوشی مردم نمی‌نوازد. خستگی در او رخنه نمی‌کرد. جرات نکردم از او بژرسم اینجا چرا؟ می‌دانستم که دلی پر خواهد داشت، خانواده‌ای که در فقر زندگی می‌کند و جوان و سازش سرمایه این خانواده. در این اوضاع کسی دیگر پول کلاس موسیقی نمی‌دهد، موسیقی کیلویی چند و به تجملات خویشتن رسیدن به از تجملات روح و روان.
چه کرده‌ایم که اینچنین باید زندگی کنیم. ۶ سال دوری از خانه وکاشانه، به امید یافتن شغلی بهتر. اما نشد که نشد و امروز در قامت یک گارسن سفره‌خانه. ماهی فلان قدر. برای خانواده باید بفرستم، خودم هم هستم. چه می‌ماند تا من آینده را بسازم. ورود و خروج این همه آدم با ماشین‌ها مد بالا و بی غم زن و زندگی و کاشانه. نمی‌گویم حقشان نیست و نبود، می‌گویم حق من کجاست، حقی که کسی به من نداد، دنبالش هم رفتم کسی مرا جواب نداد. این شد که اکنون شدم، گارسن، آن‌هم در لفظ مودبانه.
عحب نوروز شیرینی است امسال. خرید کم و زندگی سخت‌تر. به راستی چه کسی می‌خواهد مشکلات مرا حل کند، اصلا کسی هم می تواند؟

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 10:20 | لینک  | 

 

حمایت از خاتمی، فکر نکنم

 

هنوز خودم ندیدم که این حادثه رخ داده یا نه.

خبر رسوندن که بنده در حمایت از خاتمی بیانیه‌ای رو امضا کردم (!؟). کی و کجا من این بیانیه یا هر اسم دیگه‌ای که داره رو امضا کردم فقط کسایی می‌دونن که اسم منو اونجا گذاشتن. اینم بگم که ممکنه اشتباه باشه بالاخره دیگه.

همین‌جا اعلام می‌کنم در حال حاضر هیچ برنامه و قصدی برای حمایت از رییس جمهور سابق، محمد خاتمی ندارم. ضمنا از دوستان هم تمنا می‌کنم برای اینگونه برنامه‌ها حتما اطلاعی بدن تا بنده هم باخبر باشم و که اینجوری یکه نخورم.

در ضمن من به این منبع خبری اطمینان کامل دارم.

در ضمن حرفایی شنیده بودم که می‌گفتن من دارم برای فلان کاندیدا کار می‌کنم. باباجان من حرفه‌ام اینه که کارای گرافیکی و صفحه‌آرایی بکنم (از خودم تعریف کنم که من کارای دیگه‌ای هم بلدم و انجام می‌دم). اگه هم دارم واسه یه حزب کار می‌کنم و نشریه اون حزب رو می‌بند (منظورم صفحه آرایی هستش) دلیلی نمی‌شه که من دارم برای کاندیدای اون حزب کار می‌کنم.

به خدا من ادواری‌ام و اهداف حزبم و دنبال می‌کنم، هرچند که من رو کسی نمی‌شناسه و نمی‌دونه من اینجا هستم و اونجا نیستم. منو به عنوان سیامک قلیزاده، کسی که کارای گرافیکی می‌کنه می‌شناسن، همین و بس.

 

دیرتر نوشت:

لینک بیانیه

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 11:1 | لینک  | 

وقتی از آرش بهمنی شنیدم که گفت: خاتمی انصراف داد، کلی تعجب کردم. این همون کاندیدایی بود که اطرافیانش بر روی او کلی مانور داده بودن و برخی هم شعارهایی می‌دادند که خاتمی هرگز عقب نشینی نخواهد کرد. اما امروز همه چیز رنگی دیگر به خود گرفت و با این حرکت بدون توپ خاتمی، باعث شد تا هواداران خاتمی در یک شوک عمیق غوطه‌ور شوند.

قطعا مجاهدین و مشارکتی‌ها همه شوکه شدن.

بیچاره اونی که آس داره. خاتمی شاه رو با ۲ حکم برید و حالا اونایی که آس دارن باید آس‌ خودشونو نگه دارن و بزارت تو سرکه تا بترشه.

اما اینم اضافه کنم که از کنار کشیدن خاتمی هم خوشحال نیستم. بالاخره یه چهره‌ی اصلاح طلبه. حیف شد ای کاش فردا برنامه‌های خودشو اعلام کنه و ببینیم این خاتمی با خاتمی ۷۶ چه فرقی داره.

چه خوب می‌شد، نه؟

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 18:30 | لینک  | 

 

تیم اصولگرا و رییس ستاد اصلاح‌طلب

 

در چند روز اخیر با ورود غیر منتظره‌ی میر حسین موسوی به جریان انتخابات، سخنان گوناگونی از همه شنیده می‌شود. متاسفانه تا کنون این انتخابات به گونه‌ای رقم خورده است که نمی‌توان نتیجه‌ای را برای آن مشخص کرد. دوستان و اطرافیان بنده همه اذعان می‌دارند که جریانات ساسی ایران به گونه‌ای شده که هر روز شاهد برآیندهای جدید و اتفاقات جئیئی خواهیم بود.

در هر حال، ورود موسوی به انتخابات حرف و حدیث‌های گوناگونی را بلا خود همراه کرده است. از سویی شنیده می‌شود که کروبی، یکی از کاندیداهای اصلاح زلب قصد کناره‌گیری از جریان انتخابات به نفع موسوی را دارد و از سوی دیگر شیرینی استقبال‌ مردمی از خاتمی سبب شده تا وی به هیچ نحوی از این جریان عقب ننشیند. اما اینکه موسوی حاضر است برنامه‌های اصلاح طلبان را اجرا کند و یا اینکه به سمت جریان اصولگرا کشیده خواهد شد، هنوز مشخص نبوده و نمی‌توان اظهار نظر خاصی کرد. موسوی در بیانیه‌ی خود از سویی اشاره به مسایلی می‌کند که می‌توان به اصولگرا‌ها چسباند و از سوی دیگر مواردی را ذکر کرده است که مد نظر اصلاح‌طلبان می‌باشد. هم اصلاح‌‌طلبان و هم اصولگرا، هر دو طیف به نوعی، از ورود موسوی راضی هستند؛ اما حضور این فرد با خود سوالات فراوانی رابه دنبال دارد که آخرین نخست وزیر ایران باید بدان‌ها پاسخی صریح و روشن بدهد.

نمونه این مورد را می‌توان به انتخابات سال 84 برگرداند، زمانیکه همه‌ی گروه‌های اصلاح‌طلب در حمایت از موسوی برخاستند ولی این چهره حاضر نشد در انتخابات وارد شود و باز سکوت کرد، اما این دوره در مقابل خاتمی و کروبی وارد شده است.

برخی معتقدند که ورود موسوی چندان بد هم نخواهد بود، فردی که نظام نسبت به او نظری مثبت دارد و حساسیتی بر روی او نبوده و از سوی دیگر به دلیل اینکه حضور فعالی در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی ایران نداشته، شاید بتواند وضعیت را بهبود بخشد.

متاسفانه تا کنون هیچ یک از کاندیداهای اصلاح‌طلب برنامه‌های روشنی از اهداف و کارکردهای آینده خود در صورت پیروزی در انتخابات اعلام نکرده‌اند و نمی‌توان حمایت درستی را از این افراد کرد.

یکی از دوستان عنوان کرده بود که آیا به راستی باید موسوی را در جلگه اصلاح‌طلبان قرار داد یا خیر؟ وی عنوان کرده است که: «نگاهی به سخنان و بیانیه موسوی نشان میدهد که او نه برای تحول یا اساساً مدیریت اقتصادی سیاسی اجتماعی، بلکه صرفاً برای حضور در جایگاه و نام و نشان معینی به میدان آمده است. او در التقاطی ترین شکل بیان خواسته ها - که مدام آنرا خواسته های مردم نامیده و معلوم نیست چرا هیچکدام از اینها از خواسته خود، گروه خود و یا برنامه های خود صحبت نمی کنند - به چیزائی تأکید کرده که جز بهم ریخته گی موجود و سی ساله همین ساختار حکومت چیز دیگری از آن بیرون نمی آید. او نه روشن میکند که مسئله روابط بین المللی جمهوری اسلامی را چگونه میخواهد حل کند؛ نه روشن میکند که اساساً مدیریت در مجموعه ای که ساختارهایی متعدد دارد و کلیت این نظام بر مبانی مذهبی و تبعیت از قانون اساسی ای می گردد که خود نماد بی حقوقی و بی توجهی به حقوق بشر و حقوق انسانهاست، بعبارتی، قانونی که خود نافی حقوق شهروندی است؛ حال ایشان میخواهند بیایند رأس مدیریت اجرائی قرار گیرند». اینکه بگوییم موسوی اصلاح‌طلب است یا نه، فعلا زود است، در واقع تا زمانیکه برنامه‌ی کاری خود را بازگو نکند، زود خواهد بود. البته با توجه به تیمی که میرحسین در اطراف خود جمع کرده است این دید نیز دور از دسترس نخواهد بود که تمایل زیادی به جناح اصولگرا نیز دارد. البته باید قبول داشت که موسوی چهره‌ای است که در هر دو طیف جایگاهی دارد. البته نباید این مساله را نیز فراموش کرد که در برخی استان‌ها رییس ستاد‌های انتخاباتی وی افرادی هستند که به اصلاح‌طلبی شهره شده‌اند.

در هر حال، این دوره‌ی انتخابات بسیار حساس خواهد بود و فعلا نمی‌توان اظهار نظری روشن و واضح داشت.

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 13:25 | لینک  | 

 

گنگ‌تر از همیشه

 

افراد زیادی معتقدند که حضور و تعدد کاندیدا‌های انتخابات رییس جمهوری فقط یک بازار گرمی برای جمهوری اسلامی و مشروعیت بخشیدن بدان است و از همین رو هیچ تمایلی به رای دادن و انتخاب رییس جمهور ندارند. شاید این سیاست‌زدگی در جامعه می‌تواند به عملکرد ضعیف دولت‌های پیشین و دولت کنونی در برآورده کردن خواست‌های گروه‌ای اجتماعی باشد. گروه‌هایی که هر یک دغدغه‌های خاص و کار ویژه‌های منحصر به فردی را طلب می‌کنند. اما اینکه گذشته را تنها چراغ راه آینده قرار دهیم و بی توجه به مسایل آینده باشیم نیز راهی بس تباه و بی‌فرجام خواهد بود، نتیجه‌ای که به حق در دوره‌ی قبل شاهد آن بودیم و خیلی‌ها با اعتقاد به دکتر معین، رایی در داخل صندوق‌ها نیانداختند.

حال که آخرین نخست وزیر ایران نیز وارد میدان شد و قصد دارد خود را بر بالاترین مسند قدرت در ایران برساند. مردی که در دوران جنگ بر صندلی قدرت تکیه داشت و حال با گذشت زمانی بس طولانی بار دیگر می‌خواهد مرد شماره یک (البته شماره ۲) ایران شود. محمد فضائلی سوال خوبی را در مورد موسوی مطرح کرد: چه منطق و دليلي براي سکوت ۲۰ ساله‌اش داشته و استدلالش براي سكوت در قبال اين همه اتفاقات چيست؟ شاید پاسخ صریح میر حسین بتواند بسیاری را روشن سازد و چشم‌ها را از نگرانی خارج کند. به هر حال نباید این فرضیه را قبول داشت که آخرین نخست وزیر ایران به دلیل ۲۰ سال دوری از قدرت، امروز چیزی نمی‌داند بهتر است که سکوت خود را ادامه دهد. شاید دوری از قدرت نام فرد را کمرنگ کند، اما قطعا نمی‌تواند تفکرات را عوض کند و نباید اینگونه نگریست که حتما میرحسین از اوضاع روز سیاسی و اقتصادی و هر آنچه که در ایران گذشته بی‌خبر است و حضور او نیز بی‌ثمر خواهد بود.

حضور و اعلام رمسی موسوی به دیده‌ی برخی بد آمد و در پاسخ حضور او حرف‌ها و ایرادها گفتند. ابطحی در وبلاگ شخصی خود از حضور موسوی متعجب شد و گفته است که چرا با توافقی که با خاتمی داشته است وارد کارزار دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شده است. همه می‌دانند که هر کسی بهتر کار کند و زیباتر سخن بگویید در انتخابات برنده است، از سوی دیگر مگر موسوی جای خاتمی را تنگ کرده می‌کند، چه ایرادی دارد در ضمن مشارکت مردمی هم بالاتر خواهد رفت. آقای ابطحی عزیز در جای دیگری اعلام کرد که حضور موسوی دلیلی بر کنار کشیدن خاتمی نیست و حتی نباید به این امر نیز فکر کرد (برداشت شخصی).

در هر حال، حضور سه چهره‌ی شاخص در این دوره از سوی اصلاح‌طالبان نشان از آن دارد که دوستان اصلا‌طلب قصد دارند که با جدیت تمام با همه‌ی گذشته خوب و بد وارد انتخابات شوند و حتما پیروز میدان شوند. اما یقیناً عدم اجماع اصلاح طلبان بر سر یک گزینه‌ی واحد شکستی سنگین را برای‌شان رقم خواهد زد. اینکه هیچ یک از این شخصیت‌ها حاضر نیستند به نفع دیگری کنار بکشد نشان از آن خواهد داشت که همچنان اصلاح طلبان هنوز چشم دیدن هم را ندارند و حاضر نیستند برای نفع مردم و رسیدن به قدرت دسته جمعی تلاشی کنند و همچنان به فکر رسیدن به پست و مقامی هستند که چند سالی است از آن دور شده‌اند. اینکه به فکر قدرت باشند کاملا طبیعی است و هدف هر حزب و گروهی رسیدن به قدرت است تا برنامه‌های خاص خود را اجرا کند ولی اینکه برای رسیدن به قدرت حاضر نباشند دست هم سنگری‌های خود را بگیرند و آنها را به بالا بکشند کاملا اشتباه است. روندی که به وضوح در دوره‌های قبل اتفاق افتاد و چند صدایی در جبهه‌ی اصلاحات نهایتش سقوط اصلاحات با تمامی آرمانها و اهداف خواهد بود. و چه بسا که بار دیگر در کشور برنامه‌هایی اجرا شود که شاید هرگز نتوان کمر راست کرد و در بهترین حالت بتوان در شواری بخشی به قدرت رسید.

آقایان اصلا‌طلب، چه بزرگ و کوچکتان، به نفع من و شماست که با یکدیگر بنشینید و فردی را معرفی کنید که بتواند همه‌ی ارمانهای ما را اجرا کند. بد نیست که کمی از مواضع خودسرانه‌ی خود کوتاه بیاییم و به این فکر کنیم که اجماع در جبهه‌ی اصلاح‌طلبی برای همگان خوب است و بدین معنی نیست که شما از قدرت دور می‌ّوید و چه بسا که اگر یکی از این سه تن رییس جمهور شود شما وزیر وی باشید. به این مساله فکر کنید که برنامه‌های شما در دولت بعدی اجرا خواهد شد نه برنامه‌های یک رقیب.

به این سوی سکه نگاه بیاندازید که کسانیکه تحریمی بودند امروز به عمل شما نظاره می‌کنند تا ببینند چه می‌کنید و چه می‌گویید. ببینند آیا باز بار دیگر همان برنامه‌های تکراری اصلاح طلبان و داستان‌های بی سر و ته و دشمنی‌های بی‌جهت دنبال می‌شود یا خیر؛ اصلاح طلب امروز ایران به معنای واقعی قصد دارد در هر حالی اصلاح طلب باشد و برایش فرقی ندارد موسوی باشد یا کروبی یا خاتمی.

آقایان اصلاح طلب به جای اینکه یکدیگر را سانشور کنید و فرصت را به رقیبان خود بدهید بیایید و باهم باشید، چه در خانه چه در کاخ ریاست جمهوری. اینجا ما همه اصلاح طلبیم، چه مشارکت باشم، چه در حزب اعتماد ملی و یا ادوار تحکیم وحدتی. همه می خواهیم ایران را آباد کنیم و همه می خواهیم جامعه‌ای نو داشته باشیم و همه می‌خواهیم از این وضعیت کمر شکن خارج شویم.

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 12:13 | لینک  | 

 

به کدام نور باید رفت

 

دوره‌ی دهم انتخابات ریاست جمهوری قریب به 5 ماه دیگر برگزار خواهد شد. بسیاری از فعالان سیاسی بر این باورند که انتخابات این دوره بسیار حساس بوده و هنوز نتوانسته‌آند بر سر گزینه‌های احتمالی و قطعی به انسجام کلی برسند.

انتخابات این دوره آنچنان حساس است که حتی در بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان تنش‌ها و اختلاف نظرهای گوناگونی دیده می‌شود. انتخابات دهم با حضور چهره‌های سیاسی مطرح کشور به حساسیت بی نظیری رسیده است. حضور مهدی کروبی، سید محمد خاتمی و احتمالاً میر حسین موسوی در جناح اصلاح طلب خود نمایانگر نوعی دسته‌بندی در این گروه می‌باشد. برخی از گروه‌های اصلاح طلب که باید به آنها اصلاح طلبان تحول‌خواه بگوییم، همچون سازمان ادوار تحکیم وحدت، هنوز بر هیچ گزینه‌ای به قطعیت نرسیده‌اند. هرچند که این گروه اصلاح‌طلب پیش از این عبدالله نوری را به عناون کاندیدای اختصاصی خود معرفی کرده بود، اما سکوت انتخاباتی این شیخ همچنان ادامه دارد. شاید عبدالله نوری قصد ارزیابی موقعیت‌های پیش رو را دارد و تا کنون موضع سکوت را اختیار کرده است. هرچند که وی پیش از این نیز گفته بود با حضور خاتمی در این عرصه پا به میدان نمی‌گذارد. البته وی در ملاقاتی که با شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت شعبه گیلان داشته موضع مشخصی نیز از حضور یا عدم خضور خود بیان نکرده بود. (بنده به شخصه از سخنان ایشان اینگونه برداشت کردم که ایشان با توجه به شرایط فعلی قصد حضور ندارند و شاید در آینده مسیر خود را تغییر دهندینده آینده ).

در هر حال، مهدی کروبی که از سایر کاندیداها اعلام حضور کرده بود، سبب شد تا تعدادی از آرا را به سمت خود بکشد. البته با اعلام حضور رییس بنیاد باران در این انتخابات حال و هوای انتخابات کاملاً متفاوت شده است. البته نباید حضور میر حسین را نیز فراموش کرد که قرار است در هفته‌ی آینده حضور خود را رسماً اعلام کند. پیش از این نیز شایعاتی شنیده شده بود که وی به نفع خاتمی از انتخابات کناره‌گیری کرده است. البته این شایعات با شکل گیری ستادهای انتخاباتی و معرفی قربان بهزادیان‌نژاد به عنوان رییس ستاد انتخابات موسوی، بر تمامی این شایعات خط بطلان کشیده است.

البته نا گفته نماند که میر حسین موسوی نیز نامه‌ای اعتراض آمیز برای خاتمی نوشته که در آن از اظهارات این روحانی محبوب گله کرده، هرچند که خاتمی هنوز سکوت اختیار کرده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 12:12 | لینک  | 

 

باروری مشروطه

 

رواج یک تفکر و پدیدار شدن یک منش جدید در طول یک روز و چند ماه نخواهد بود، بلکه سالیانی طول خواهد کشید. اولین برخورد فرهنگی ایران با اروپا به سال‌های 1812 الی 1816 باز می‌گردد که نخستین دانشجویان ایرانی برای تحصیل به اروپا اعزام شدند. در بین این دانشجویان میرزا صالح شیرازی نیز به چشم می‌خورد که وی پس از بازگشت از تحصیل، اولین روزنامه را با نام «اخبار وقایع دارالخلافه» را در سال 1829 منتشر کرد که خود به نوعی پایه‌گذار مشروطه نیز بود.

 

در تاریخ ایران از افراد فراوانی در انتقال تفکر غرب به داخل ایران نام برده‌اند که می‌توان به سید جمال اسدآبادی، میرزا ابوالقاسم قایم مقام، میرزا تقی خان امیر کبیر، میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا ملکم خان ناظم الدوله اشاره کرد. اکثر این افراد در نشر روزنامه به عنوان یکی از مسیرهای غربی شدن و رسیدن به حکومت قانون دخیل بودند. در دو سده اخیر روزنامه‌های زیادی در داخل و خارج ایران منتشر شدند که اکثر روزنامه‌های داخلی جنبه‌ دولتی داشتند. انتشار نشریات و آگاهی یافتن مردم از این طریق و آشنایی توده‌ها با افکار جدید را بید یکی از عوامل شروع مشروطه به حساب آورد.

یکی دیگر از عوامل  زمینه ساز انقلاب مشروطه، تغییر در سبک تدریس مدارس بود. از تشکیل دارلفنون در 1266 و تدریس مدرسین اطریشی تا ایجاد اولین دبستان در تبریز به سال 1305 و مدرسه مظفریه در سال 1311 قدم‌هایی در همین راه بود.

در ریشه یابی انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. این نهضت در زمانی خود را باز کرد که خفقان بر سراسر کشور حکم‌فرما بوده و نیروی استبداد اجازه تفکر را به مردم نمی‌د‌اد و تا جایی به پیش رفته بود که انتشار نشریات را ممنوع اعلام کرده بود. روسیه و انگلستان دو همسایه قدرتمند ایران، از اوضاع آشفته‌ی داخلی استفاده کردند و امتیازات بیشتری از دولت ایران طلب می‌کردند. در همین زمان بود که روحانیت برای ایستادگی و مقابله با دست‌اندازی خارجیان در ثروت ملی به پاخاستند. روحانیت در قدم نخست در برابر اعطای امتیاز «رویتر» قد برافراشتند که سرانجام این امتیاز ننگین از سوی شاه لغو شد.

اما امتیاز تنباکو و اعطای این امتیاز به تابوت داستان دیگری را در پس خود داشت. زراعت تنباکو در ایران سابقه‌ی طولانی داشت و بسیاری بر این عقیده بودند که تنباکوی ایرانی بسیار باکیفیت می‌باشد. تنباکوی ایران در آن دوران به بسیاری از کشورهای آسیایی به خصوص همسایگان ایران صادر می‌شده است. ایران با عقد این امتیاز، تنباکوی تولیدی خود را تماماً به شخص تالبوت می‌فروخت و ایرانیان برای خرید تنباکو مجبور بودند از این شرکت تنباکوی مورد نیاز خود را تهیه کنند که قیمت آن هم بالاتر می‌شد.

در سوم ناصرالدین شاه به انگلستان مذاکراتی در باب عقد این قرارداد صورت گرفت. ماژور تالبوت مامور شد تا با صدراعظم «امین السلطان» و شاه مذاکره کند و سرانجام در سال 1890 این امتیاز به مدت 50 سال به تالبوت داده شد.

روحانیون در اعتراض به امتیاز تنباکو اعلام می‌داشتند که اسلام بر عدم تسلط بیگاناگان اصرار دارد و این مساله و شعارهایی از این دست سبب شد تا مساجد به پایگاهی اجتماعی برای اعتراض به اعطای حق امتیاز تنباکو به شخص تالبوت شوند. آیت‌الله حاج میرزا محمد حسن شیرازی معروف به میرزای شیرازی مرجعیت شیعه در آن روزگار در سامرا ساکن بود. وی در خصوص عقد این قرارداد با انگلستان به دولت ایران تذکر داد. اما عدم توجه حاکم ایران سبب شد تا موجی از اعتراض تمام کشور را فرا گیرد. پادشاه ترسوی ایران، از ترس آنکه مبادا تاج و تختش توسط مردم تصاحب شود و دست آن‌ها از ثروت کوتاه شود ابتدا فعالیت‌های شرکت رژی را در ایران محدود کرد. اما چون اعتراضات خاموش نشد مجبور شد تا این امتیاز را لغو نماید. شرکت رژی نیز 500 هزار لیره استرلینگ از ایران بابت غرامت طلب کرد که بانک شاهنشاهی با پرداخت قرض به دولت ایران، غرامت شرکت انگلیسی را پرداخت.

برخی از صاحب‌نظران معتقدند که این جنبش توانایی این را داشت تا به یک جنبش سیاسی – مذهبی تبدیل شود و سلطنت شاهی را از بین ببرد. در واقع باید گفت که در آن دوران اکثر روحانیون بر وجود سلطنت اعتقاد داشتند؛ این امر دو اواخر به رسمیت شناختن مجلس و قانون خود را به خوبی نشان داد. از همین رو وجود چنین دیدگاهی به این نهضت کاملاً منتفی خواهد بود.

نوشته شده توسط سیامک قلیزاده در ساعت 23:24 | لینک  | 

سیامک قلیزاده هستم. متولد 1363 در شهر باران، رشت. عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)شعبه گیلان .  (پروفایل)

پیوندهای روزانه
- فریب بزرگ
- برادر میرحسین!
- گفت و گو با مسعود ده نمکی
خالواش: سیاسی‌بودن، سیاسی‌ماندن!
سهیل سجودی: 8 مارس روز زن
محمدرضا یزادن‌پناه: ما این سفر را تحلیل می‌کنیم
فاطمه صابری: بازداشت یک فعال گیلانی جنبش زنان
کوهزاد اسماعیلی: اختلاف اصلاح طلبان و توپ بازی کودکان
بابک مهدیزاده: میخ هایی که بر تابوت اصلاحات می زنند
بابک مهدی‌زاده : آگاهی رسانی در خانواده در درجه اول اهمیت
آرشیو پیوندهای روزانه

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
آرشیو موضوعی
سیاسی
اقتصادی
اجتماعی
سایر

منتخب مطالب من:
- انتخابات مطالبات محوری
- موسوی اصلاح‌طلب یا اصولگرا
نخود نخود هر که خانه خود
- دسته بندی در بین اصلاح‌طلبان آغاز شد
سیر حکومت قانون در ایران
آیا «عبدالله نوری» گزینه‌ی مناسبی است
- چرا کالای بی‌کيفيت چينی وارد می‌شود
- چرا اعراب از ایران می‌ترسند
- ورود اسلام به سرزمین زرتشت
- بیداری مسلمانان در مقابله با فرهنگ غرب
- ورود دول غربی به دنیای اسلام
- تاثیر جنگ‌های صلیبی بر دنیای اسلام - 3
- تاثیر جنگ‌های صلیبی بر دنیای اسلام - 2
- تاثیر جنگ‌های صلیبی بر دنیای اسلام - 1
فیلتر شکن:
1- http://myspace.isgreat.info (×××××)
2- http://www.fastsurfing.cn (××××)
3- anonymousproxysurfing.info (×××)
4- https://ssltube.com (×××××)
5- https://vvd1.net (×××××)
6- http://www.1hour.info (××××)
7- http://www.funonline.tk (××××)
8- http://www.vip3r.net (×××××)
9- http://quiet1.info/ (؟)
10- http://unblockmycrap.com/ (؟)